خرید بک لینک

تعداد نابغه ها زیاد نیست. همیشه یک تا دو درصد افراد هر جامعه ای از هوشمندی و توانایی ذهنی بالاتری برخوردارند که بقیه فاقد آن هستند. اما همین دو درصد اگر در زمان مناسب و در مکان درست قرار گیرند، می توانند تفاوت های عظیمی را در زندگی خود و اطرافیانشان ایجاد کنند. «مدیران بر تر» همیشه دنبال این دو درصدهای استثنایی هستند.
در قسمت قبلي به بعضي از ويژگي هاي اين افراد پرداختيم و حالا چند ويژگي ديگر:
ـ دو درصدهای استثنایی مثل ماهی لیزند و نمی توان مدت طولانی آنها را در یک جا نگه داشت. فراموش نکنید که این نخبه های کلان نگر، توانایی دیدن کل سیستم را به صورت یکپارچه و جامع دارا هستند و در نتیجه کسی غیر از مدیر ارشد مجموعه نمی تواند با آنها کار کند. برای همین است که مدیران شرکت های موفق، بخش تحقیق و توسعه را مستقیما زیر نظر خود اداره می کنند و حتی اجازه نمی دهند معاونان و مدیران ارشد اداری، وارد حوزه پژوهشی شرکت شوند. دلیلش هم این است که افراد فعال در بخش تحقیقات معمولا جزو نخبه های دو درصدی هستند و آنها اساسا کسی غیر از مدیر ارشد مجموعه را برای راهبری خود قبول ندارند. در حقیقت یکی از دلایلی که نخبه های ممتاز را مدیریت ناپذیر می گویند همین است که آنها از مدیران رده پايینی حرف شنوی ندارند و دستورات این مدیران غیرارشد را جدی نمی گیرند. بنابراین اگر می خواهید افراد نخبه و ممتاز مجموعه خود را در کمترین زمان ممکن از مجموعه خود فراری دهید کافی است فردی ناتوان و ضعیف را به عنوان مدیر و سرپرست آنها تعیین کنید. خواهید دید که حتی اگر شرکت شما از لحاظ منفعت رسانی نسبت به شرکت های رقبا، برای فرد نخبه پرسود تر باشد، باز هم فرد نخبه بلافاصله شرکت شما را ترک می کند و به مجموعه رقیب شما می پیوندد.
ـ فکر می کنید دلیل موفقیت کشورهای توسعه یافته در جذب و شکار نخبه های کشورهای در حال توسعه چیست؟ چرا نوابغ و افراد باهوش رشته های مختلف علمی به سرعت جذب کشورهای پیشرفته می شوند و با فعالیت جدی در آن کشور ها، بر سرعت رشد علمی آنها می افزایند؟ دلیل اصلی جذابیت کشورهای پیشرفته، بستر و ساختار خاصی است که آنها برای رشد و بالندگی افراد نخبه آماده کرده اند. کتابخانه های کاملا مجهز، کمپ های سکونت مطمئن و امن با رفاه کامل، حقوق مکفی و از همه مهم تر آزادی عمل کامل در حوزه کاری فرد نخبه. در حقیقت دو درصدهای استثنایی، فرد مزاحمی به اسم مدیر بالای سر خود نمی بیند که با وجود کم سوادی در دستور دادن به آنها اصرار داشته باشد. به همین خاطر هیچ مقاومتی هم از خود نشان نمی دهد و دقیقا در همان مسیری که از آنها خواسته شده به تحقیق و پژوهش مشغول می شوند. شعار مدیران مراکز پژوهشی در کشورهای پیشرفته این است: «به نوابغ پژوهشگر کاری نداشته باشید. آنها خودشان کار خودشان را بلدند و حتی خیلی زود تر از مدیران ارشد، مسیر موفقیت سازمان را می بینند و در آن گام می نهند.»
مدیران ارشد در موسسات تحقیقاتی کشورهای پیشرفته، یک رابط مستقیم بین خود و گروه پژوهشی معرفی می کند و حتی الامکان سعی می کند شخصا در تمام جلسات گزارش دهی و شکایت حضور یابند و از نزدیک به صورت منظم پیشرفت کار تک تک گروه ها را مشاهده كنندد. بخش های تحقیق و توسعه گل سرسبد شرکت های بزرگ محسوب می شوند و محال است مدیران موفق، مدیریت این بخش را به شخص دیگری واگذار کنند.
به طور مشابه یک مدیر موفق هم اگر بخواهد در مقیاس کوچک تر در شرکت یا موسسه خود، افراد نخبه و ممتاز را به کار گیرد، باید سعی کند شرایط راحتی کار از لحاظ مکان و ارتباطات و تجهیزات مورد نیاز را در اختیار آنها قرار دهد و مانع ایجاد مزاحمت مدیران رده پايین در کار این نخبه ها و دو درصدی های به ظاهر گوشه گیر و منزوی و مدیریت ناپذیر شود. برای مدیر موفق، موفقیت مجموعه اش از هر چیز دیگری بیشتر ارزش دارد و این نخبه های ممتاز هستند که موفقیت هر مجموعه ای را ضمانت می کنند. بنابراین به خاطر مصالح خود شرکت هم که شده، مدیران موفق اجازه نمی دهند، مدیران رده پايین این نخبه ها را دلزده و فراری دهند.

برچسب: نویسنده: سجاد قلی پور تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1391 ساعت: 16:15

صفحه بندی